«دلار» برای اینهـا؟ – خبر روزانه

اکنون “سفیدها” دو بازیکن تاجیکستانی – وحدت حنانوف و منوچهر صفروف را تشکیل می دهند و البته این تیم را شیرزد تمیرف ازبکستان نمایندگی می کند. هیچ یک از این سه بازیکن برای متقاعد کردن هواداران یا ایجاد این تصور که چنین نمونه ای در کشور وجود ندارد، عمل نکردند. سوال: آیا در چنین شرایط مالی و با این همه بدهی ارزش دارد که برای جذب چنین افرادی یک “دلار” خرج کنیم؟

به گزارش روزنامه خبر روزانه اقتصاد جهانی در سرتاسر جهان خرج کردن پول برای استخدام بازیکن خارجی تنها از یک جهت توجیه می شود. آن مهره جذب شده بالاتر از سطح بازیکنان کشور است و با قیمت مناسب قابل استفاده است. گاهی بازیکن خارجی کیفیتی دارد که در داخل کشور نیست. گاهی اوقات می توان فوتبالیست خارجی را با قیمتی جذب کرد که بازیکن داخلی نمی خواهد برای آن کار کند. در این شرایط ورود به بازار خارجی امری طبیعی است اما آیا فوتبالیست های خارجی که در این فصل برای پرسپولیس بازی می کنند از این ویژگی ها برخوردارند؟ اکنون “سفیدها” دو بازیکن تاجیکستانی – وحدت حنانوف و منوچهر صفروف را تشکیل می دهند و البته این تیم را شیرزد تمیرف ازبکستان نمایندگی می کند. هیچ یک از این سه بازیکن برای متقاعد کردن هواداران یا ایجاد این تصور که چنین نمونه ای در کشور وجود ندارد، عمل نکردند. سوال: آیا در چنین شرایط مالی و با این همه بدهی ارزش دارد که برای جذب چنین افرادی یک “دلار” خرج کنیم؟

یکی بخر، دوتا بگیر!

در مورد دو بازیکن تاجیک پرسپولیس از همان ابتدا ابهام جدی وجود داشت. چطور شد که کادر فنی پرسپولیس به طور اتفاقی از دو بازیکن تیم تاجیکستان خوشش آمد و هر دو را با هم خرید؟ ممکن است بازیکنی از هر تیمی در سراسر جهان را دوست داشته باشید و سعی کنید آن را ترجمه کنید، اما استخدام دو بازیکن در آن واحد کمی مشکل است و فرمول قدیمی “یک بخر، دو بخر” را تداعی می کند. اغلب وقتی چنین خریدهایی انجام می شود، حداکثر یک یا دو بازیکن موثر هستند، اما مدیر برنامه او با خرید همزمان دو بازیکن، روند انتقال را مشخص می کند. همچنین بسیار نادر است که چنین نقل و انتقالاتی موفقیت آمیز باشد. نمونه های تاریخی زیادی در تخت جمشید داریم. در دوران حضور برانکو دو بازیکن اوکراینی به نام های پلانسکی و پریموف جذب شدند که هیچ کدام سودی نبردند و کلی حاشیه ایجاد شد. اوایل دهه 80 در تمرین علی پروین دو بازیکن پانامایی با هم به پرسپولیس آمدند اما آنها هم بی فایده بودند. همچنین در دوره اول حضور محمدحسن انصاری فرد در پرسپولیس، دو بازیکن سوری به نام‌های زیاد شبو و طارق جابان با پیراهن قرمز پوش بودند که باز هم فایده‌ای نداشت. به نظر می رسد این اتفاق برای دو بازیکن تاجیک این تیم افتاده است. منوچهر صفروف خیلی زود نشان داد که تفاوت چندانی با مدافعان راست همیشگی لیگ برتر ندارد. شکاف های بزرگ اتحاد مقابل نفت و آلومینیوم آبادان شاید در دو جام سرنوشت پرسپولیس را تغییر داده باشد.

آیا تامیراو را در ایران نداریم؟

شیرزد تمیرف پنج بازی در خط حمله پرسپولیس انجام داده و هنوز برای این تیم گل نزده است. مطمئناً او زیاد می دود، می زند و پرس می کند، اما از نظر مهارت های فردی و تهاجمی نشان نداده است که چگونه باید باشد. شیرزود در دقایق ابتدایی بازی پرسپولیس مقابل نفتان در آبادان حرکات خوبی داشت و به لطف همین درخشش حتی در دربی تهران و بعد از آن هم اصلاح شد، اما واقعا شرایطش طوری نیست که دلار برای انتقالش ارزشی داشته باشد. هر عددی که توجیه کند). آیا مهاجمان ایرانی نمی توانند به خوبی تامیرها باشند؟ چه چیزی بیشتر از مهدی عبدی یا حامد پاکدل دارد؟

به جوانان اعتماد کنید

شاید این هفته تامیرهای ازبکستانی شروع به گلزنی کنند یا حتی هنوف را متحد کنند تا خط دفاع آینده پرسپولیس را بسازند. این خوش بینانه ترین تصویری است که می توانیم از آنها داشته باشیم، اما حتی در این صورت این سوال پیش می آید که چرا چنین فرصتی برای آزمون و خطا، تجربه و پیشرفت و پختگی در اختیار جوانان بومی و امیدهای پرسپولیس قرار نمی گیرد؟ چرا خارجی ها حق اشتباه و تحصیل احتمالی دارند و نه جوانان ایرانی؟

انتهای پیام/

دکمه بازگشت به بالا