چرا پتروشیمی میانکاله نباید ساخته شود؟

نگارنده به محض شروع ساخت و ساز به منطقه رفت و سپس در نامه ای به خانم واعظ جوادی رئیس وقت سازمان محیط زیست به خطرات ساخت این مجموعه در منطقه تالاب اشاره کردم. آنها از طرف خودشان با من تماس گرفتند و در ملاقاتی که با آنها داشتم دلایل تکمیلی را به آنها ارائه کردم. وی به عنوان یک زمین شناس با دلایل موافق بود اما تاکید کرد که به دلیل فشارهای سیاسی و فروش سهام این مجموعه لغو پروژه غیرممکن است. اما او اجازه ساخت آن را در محل نداد و پروژه در فاصله ای از تالاب و نزدیک آک کالا آغاز شد. امسال 16 سال از شروع پروژه 250 هکتاری می گذرد که خوشبختانه هنوز تکمیل نشده است. وقوع سیل در سال 2009 نشان داد که آنچه نویسنده نگران آن بوده دور از انتظار نیست.

متأسفانه رقابت فعالان استانی – و بویژه نمایندگان مجلس – به دلایلی که برای ما ناشناخته است، منجر به راه اندازی هرگونه صنعت آلاینده در هر استانی بدون توجه به ملاحظات زیست محیطی شده است. اما استان های کشور، ایالت های مستقلی هستند که بدون توجه به آمایش سرزمین، در خشک ترین منطقه کشور یا هر صنعتی از پتروشیمی و پالایشگاه گرفته تا کارخانه فولاد و فولاد و سیمان با هر ویژگی اقلیمی و زیست محیطی قابل کاشت هستند. .

این مدل بدوی توسعه آنقدر در کشور فرسوده شده است که مردم عادی به خوبی می دانند که این سپرها به نفع عموم نیست. نمونه بارز آن مقاومت مردم استان بوشهر و جلوگیری از تعمیرات اساسی پتروشیمی آبپخش دشتستان است که در سال 1396 قبل از وزیر صنعت وقت جناب آقای نعمت زاده به تاریخ پیوست. مردم به خوبی می دانند که این صنایع برای آنها شادی، سلامتی و حتی کار به ارمغان نخواهد آورد. آنها در ماهشهر، عسلوی و اراک متقاعد شده بودند که وجود این صنایع به معنای از بین رفتن زیبایی و طبیعتی است که اجدادشان در آنجا زندگی می کردند و هر جا که این شاخه ها می رفتند آنها را به مردم مبتلا به سرطان، تعدادی بیماری می آوردند. از جمله بیماری ریه، ناباروری و سقط جنین، که در شماره 2020 مجله Science of The Total Environment منتشر شده است.

از دیگر پیامدهای این نوع صنعت، مشکلات پیچیده اجتماعی مانند هجوم تعداد زیادی از کارگران بومی، آسیب شدید به فرهنگ های بومی، از بین رفتن کشاورزی و دامداری و دیگر مشاغل پایدار قبیله ای است. سوال جدی این است که چرا نمایندگانی که طرح معاونت جوانان را تصویب می کنند به خود اجازه می دهند صنعت را به سرزمین خود تحمیل کنند که یکی از پیامدهای کوچک آن تهدید جمعیت است؟

این نویسنده که در شهر صنعتی اراک متولد و بزرگ شده است، در پی گسترش این صنایع در منطقه، شاهد تغییرات شگرفی در رفتار مردم – حتی آسیب جدی به باورهای مذهبی آنها بوده است.

این روزها پیشتاز اخبار محیط زیست کشور، خبر احداث پتروشیمی در مازندرانی و نزدیک باتلاق منکالا بود. علاوه بر اعتراضات بومی، صدها دانشگاه در نامه ای به رهبر معظم انقلاب خواهان توقف این سریال هستند. افزایش آگاهی مردم و واکنش جدی که بدون رعایت قانون قرار بود یکی دیگر از اکوسیستم های حساس کشور را نابود کند، خوشبختانه با درایت و دستور رئیس جمهور، رئیس سازمان محیط زیست و قوه قضائیه متوقف شد. اما شنیدن زمزمه ای از سوی خانه ملت ها مبنی بر اینکه باید منادی قانون و حقوق ملت و پایداری سرزمین ایران برای نسل امروز و فردای اصل پنجاه قانون اساسی باشد، بسیار ناراحت کننده است.

اما ایجاد این صنایع بعد فرازمینی نیز دارد. جهان با افزایش دما به دلیل انتشار گازهای گلخانه ای در آتش است. چگونه می توان خود را عاقل دانست و از پیامدهای مخرب و هولناک گرمایش زمین آگاه نبود؟ ما در خاورمیانه یکی از آسیب پذیرترین مردم جهان در برابر اثرات مخرب گازهای گلخانه ای هستیم. به عنوان مثال اگر دمای کره زمین به دلیل گازهای گلخانه ای 2 درجه افزایش یابد، در خاورمیانه این افزایش دو برابر خواهد شد. آیا کسانی که به این شاخه ها سنگ می اندازند آسمان را می بینند؟ مگر نه این است که گرد و غبار حتی به سواحل دریای خزر رسیده است؟ آیا هر بارندگی کشور را غرق در بحران سیل نمی کند؟ آیا این فرق دارد که مردم ما مدت هاست مرزهای معمول فصل ها را تجربه نکرده اند؟ گزارش تکان دهنده سازمان ملل درباره گرمایش زمین باید توسط رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی با صدای بلند خوانده شود. آنها باید به همه بگویند که وجود هر صنعت آلاینده ای برابر است با نزدیکی آنها به گورستان.

متأسفانه ایران با وجود اقتصاد ضعیف پیش از قدرت‌های جهانی، علی‌رغم اینکه در رتبه ۲۶ اقتصاد جهان قرار دارد، ششمین تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای در جهان است و سهم زیادی در این آشفتگی دارد. این افزایش تصاعدی تولید گازهای گلخانه ای در ایران در حالی است که وضعیت اقتصادی ساکنان این سرزمین هر سال نسبت به سال قبل بدتر می شود. تا کی می خواهیم با سلامتی آب و خاک این مملکت و با سلامتی بچه های این مرز و بوم بازی کنیم؟ درد مرگ برادرم بر اثر سرطان را هرگز فراموش نمی کنم. اگر خانواده ما در دهه 1960 برادری را از دست می دادند، در آن زمان خانواده بزرگی بودیم و حضور مشترک ما به ما اجازه می داد آن گرما را تحمل کنیم. اما امروزه ساختار جمعیتی کشور به شدت تغییر کرده است. اگر یکی از اعضای خانواده بر اثر فوت این شاخه ها فوت کند، پرونده آن خانواده برای همیشه بسته می شود. آیا حفاری مسئولان برای احداث مجتمع غیرمجاز پتروشیمی در حسن آباد منکل و حفظ منافع یک فرد یا جریان سرمایه گذاری که 90 هکتار زمین پاک در دشت های مازندران را با استفاده از اجاره بها تصاحب کرده است هزینه زندگی است؟

نگرانم؛ من نگرانم که با ادامه این سیاست، زمین سوخته را رها کنیم و صنایعی بسازیم که در بهترین حالت ما را مجبور به تجارت نیازهای کشورهای پیشرفته به قیمت جان مردم کشور کند. من نگران ریه مردم و درد بیماران سرطانی هستم که حتی از دسترسی به داروهای مناسب محروم هستند، اما اقتصاد این کشورها با تکیه بر محصولات صنایع آلوده ما هر روز در حال رشد است. مسئولین محترم استاندار محترم مازندران لطفا خود را گول نزنید. تولید مواد اولیه این صنایع آلاینده به قیمت جان فرزندان این سرزمین و به نفع دلالان داخلی و خارجی تمام می شود. آیا نباید بیشتر فکر کرد و خواستار تکمیل این گونه پروژه ها بدون معطلی شد؟

* استاد دانشگاه تهران
* منتشر شده در روزنامه ایران

دکمه بازگشت به بالا